تبليغاتX
.::<امام علي (ع) مي فرمايند : روزگاري بر مردم خواهد آمد كه از قرآن جز نامي و از اسلام جز نشاني باقي نخواهد ماند در آن روزگار مساجد آباد ولي از هدايت ويران است.مسجد نشينان و سازندگان بناهاي شكوهمند مساجد بدترين مردم زمين مي باشندكه كانون هر فتنه و جايگاه هر گونه خطا كاري اند . هركس از فتنه ها بركنار است اورا به فتنه بازگردانند و هركس كه از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها كشانند>::.

خبری در راه است...


عيد روزه داران برعاشقان مهدي قائم (عج) مبارك باد

 

عيد رمضان بر صاحب الزمان (ع) مبارك

 بازگشت به صفحه اصلی

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386;ساعت 11:15;  توسط محمد;  | 

طي چند روز گذشته شبنامه هايي در برخي مناطق خرم آباد از جمله مناطق اصلي و مركزي اين شهر توزيع شده است .

به گزارش بولتن نیوز، اين شبنامه ها با مضمونهاي" مهر 1386 وقوع جنگ درخاورميانه ، مهر 1386 تهاجم هوايي و موشكي آمريكا به شهرهاي ايران، مهرماه 1386 تهاجم هسته اي آمريكا به تهران و فروپاشي رژيم جمهوري اسلامي ، درگيري شديد در خاورميانه و مهرماه جنگ جهاني سوم آغاز مي شود "در سطح شهر خرم آباد توزيع شده است .

همچنين" نشانه اي بزرگ از ظهور امام عصر(عج )آشكار مي شود، جنگ ايران و اسرائيل، مهر 1386 تهاجم نظامي آمريكا به ايران، آمريكا با همراهي بشقابهاي پرنده به ايران حمله خواهد كرد، حمله هوايي و موشكي آمريكا به تاسيسات هسته اي ايران و آغاز غيبت محمدابن الحسن نفس زكيه "از ديگر مضمونهاي شبنامه هاي پخش شده در شهر خرم آباد است .

مدير كل سياسي انتظامي استانداري لرستان گفت: بي شك توزيع اين شبنامه ها با مضمونهاي ياد شده با هدف نا آرام كردن فضاي منطقه ، ايجاد جو رواني و ملتهب و نگران كردنافكار مردم، ايجاد ياس و نااميدي در بين مردم صورت گرفته است .

علي چراغيان افزود: افرادي كه اقدام به توزيع اين شبنامه ها مي كنند در صدد زيرسوال بردن سياستهاي نظام، تيره و تار نشان دادن فضاي كشور هستند و مي خواهند دولت را دليل اين وقايع نشان دهند .

وي اظهار داشت: تاكنون فردي در ارتباط با اين شبنامه ها دستگير نشده است .
پيش ازاين نيز در برخي شهرهاي استان شعارهايي عليه مسوولان نظام نوشته شده بود.

مهدي (عج)

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386;ساعت 11:9;  توسط محمد;  | 

تعداد مدعيان دورغين ارتباط با امام زمان رو به افزایش است

كارشناس بنياد فرهنگی مهدی موعود از افزایش تعداد مدعیان مهدویت خبر داد و گفت: در چندماه گذشته بیش از 100نفر مدعی ارتباط با امام زمان شدند.

به گزارش خبرگزاری شبستان، حجت‌الاسلام حاجی‌آبادی، كارشناس مهدويت بنياد فرهنگی مهدی موعود در مهديه صاحب‌الزمان كرمان گفت: در حال حاضر دغدغه ما ظهور امام عصر است، پس می‌توان با برپايی جلسات و مراسم و متمركز كردن دعاهايمان، قدمی در راه نزديك شدن فرج امام عصر (عج) برداریم.

وی تصريح كرد: در حال حاضر تمام زمينه‌ها برای ظهور امام عصر آماده است و وظيفه ما تكميل اين زمينه‌ها است.

حجت‌الاسلام حاجی‌آبادی گفت: اميرالمؤمنين 20 سال خانه ‌نشين بود، فقط به اين خاطر كه ياران اندكی داشت، امام عصر هم حدود هزار و اندی است كه خانه‌ نشين است و اين مسئله به خاطر كوتاهی ماست، بايد بدانيم كه اين شب‌ها برای چه چيز دور هم جمع شده‌ايم، مبادا عبادت ما مانند عبادت خوارج باشد و يا همانند ابن ملجم كه از لحاظ معنويت و نماز و روزه از همه ما برتر بود، به طوريكه او روزها به روزه‌داری و شب‌ها را به شب زنده‌ داری و عبادت می‌پرداخت. او دين‌دار بود، ولی حق‌شناس نبود.

وی در خصوص نگهداری دين گفت: ما بايد آگاه باشيم تا مبادا راه گم كنيم چرا كه نگهداری دين در آخر‌الزمان مانند نگه داشتن آتش در دست است و همچنين مانند كسانی نباشيم كه در رابطه با امام زمان كتب فراوان می‌نويسند، اما علمای ربانی آنها را تایيد نمی‌كنند، پس نبايد به اين‌گونه اشخاص اعتماد كنيم.

وی گفت: بسياری از دشمنان اسلام دست به دست هم داده‌اند تا فرج امام زمان را به تأخير بيندازند و وظيفه ما اين است كه در برابر اهداف شوم آنها، به مسایل مذهبی همراه با بينش توجه و عمل كنيم.

كارشناس مهدويت بنياد فرهنگی مهدی موعود اظهار داشت: طی 10 الی 12 سال اخير افراد متعددی ادعای ارتباط با صاحب‌الزمان را داشتند، به طوريكه اين تعداد به ميزان مدعيان 400 سال گذشته بوده است و نكته قابل توجه اين است كه حتی سه یا چهار ماه گذشته نیز 100 نفر اين ادعا را داشته‌ اند.

حجت الاسلام حاجی‌آبادی خاطرنشان كرد: شب‌های قدر تنها برای آن است كه بينش ما نسبت به دين افزايش يابد و مطمئن باشيد امام در پرده غيب در راحتی به سر نمی‌برد، بلكه با ديدن اين همه ظلم و جور در زندان غيبت و سختی‌های زيادی را متحمل می‌شود و باتوجه به اين مسئله وظيفه ما اين است كه ديندار، دين‌شناس و به دنبال عالم ربانی باشيم نه به دنبال عالم احساسی.

وی گفت: متأسفانه دشمنان اسلام در بسياری از نقاط به وسيله رسانه‌هايشان توانسته‌اند روی افكار جهانيان اثر سویی نسبت به دين اسلام بگذارند، به طوريكه حتی در ايران اسلامی نيز بعضی از جوانان ما را تحت تآثير قرار داده‌اند كه فقط به دنبال عبادت هستيم و ديگر هيچ، ولی اين اصل را بايد ملاك قرار داد كه عبادت همراه با بينش مهم است و اين امر مستلزم آن است كه آماده باشيم و تمرين كنيم تا بتوانيم در آخرالزمان يار امام زمان(عج) باشيم.

كارشناس مهدويت بنياد فرهنگی مهدی موعود افزود: بسياری از دشمنان اسلام دست به دست هم داده‌اند تا فرج امام زمان را به تأخير بيندازند و وظيفه ما اين است كه در برابر اهداف شوم آنها به مسایل مذهبی همراه با بينش توجه و عمل كنيم.

گل نرگس

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386;ساعت 11:8;  توسط محمد;  | 

برخی مفتیان تندروی وهابی فتاوای جدیدی علیه شیعیان صادر کردند.

به گزارش المرصد العراقی، سلمان بن عبدالعزیز امیر منطقه ریاض در همایشی ضد شیعی با عنوان « مملکت ما ... وحدت ما » که با حضور امیران برخی از مناطق عربستان، چهره های سیاسی و مفتیان سلفی از جمله صالح الفوزان، عبدالله بن جبرین، ناصرالعمر و برخی از چهره های مشهور ضد شیعی دیگر برگزار شد، در سخنانی التزام عربستان به مذهب سلفی را از اصول کشور خود دانست و از چنین اندیشه ای به عنوان تنها اندیشه صحیح اسلامی! نام برد.

بنا بر این گزارش، در این همایش سخنرانان به جای دعوت به وحدت در جهان اسلام، حاضران را به دوری و حتی قتل مسلمانانی که اندیشه سلفی را نمی پسندند ترغیب کردند!

در این زمینه، شیخ صالح الفوزان در سخنانی خواستار دوری از شیعیان شد و پیروان مذهب شیعه را خطر اصلی برای عربستان دانست .

وی در ادامه خواستار آن شد که هیئت حاکمه کشور عربستان، شیعیان مقیم مناطقی چون القطیف، مدینه منوره و نجران را به اسلام (اندیشه سلفی) دعوت کنند و در صورتی که نپذیرفتند آنان را برای پذیرش اندیشه سلفی مجبور نمایند!

همچنین عبدالله بن جبرین نیز در این همایش خواستار دشمنی با شیعیان و اهانت و تحقیر آنان شد و گفت: نباید به شیعیان اجازه داد تا در مساجد نماز بخوانند، باید با آنان برخورد شدید داشت!

وی ادامه داد: باید روش ملک عبدالعزیز در برخورد با شیعیان را ادامه داد و شیعیان را در مقامات دیپلماتیک و نظامی نپذیرفت و به آنان اجازه نداد تا سمت های مهمی را در کشور به دست گیرند، ضمن آنکه باید قربة الی الله! با فرزندان شیعه در دانشگاهها سختگیری کرد و در صورت لزوم حتی کشتار شیعیان واجب است!!

از سوی دیگر، ناصر العمر نیز در سخنان خود خواستار برخورد با شیعیان عراق شد. وی پیشاپیش در یادداشتی خواستار ممانعت از حج شیعیان، تخریب مساجد و حسینیه های شیعیان و هم چنین جلوگیری از انتشار مطالبي که شیعیان در نگارش آن نقش دارند، تعطیلی دادگاه شیعیان در منطقه القطیف و جلوگیری از مشغول شدن شیعیان در مشاغلی چون مشاغل امنیتی، بهداشت و درمان شد.

وی در ادامه اظهار داشت : نباید اجازه داد، شیعیان در هیچ مقطعی به تدریس مشغول باشند.

بقية الله

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386;ساعت 11:2;  توسط محمد;  | 

منتظريم...

با تحقيق و جستجو در کتب اديان و مذاهب آسماني، به اين نتيجه قطعي و مسلم مي رسيم که اعتقاد به مهدي موعود اختصاص به مسلمانان ندارد، بلکه ساير اديان و مذاهب نيز در اين عقيده با مسلمين شريک مي باشند. لطفا دقت کنيد:

1- منابع زردشت: در «زند»، که کتاب مذهبي زردشتيان است، درباره انقراض اشرار و وراثت صالحان آمده است: «لشگر اهريمنان با ايزدان، دائم در روي خاکدان، محاربه و کشمکش دارند، و غالبا پيروزي با اهريمنان باشد؛ اما نه به طوري که ايزدان را محو منقرض سازند؛ چه در هنگام تنگي از جانب «اورمزد» که خداي آسمان است به «ايزدان» که فرزندان اويند، ياري مي رسد و محاربهي ايشان نه هزار سال طول مي کشد؛ آنگاه پيروزي بزرگ از آن ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازند. و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد از پيروزي ايزدان، و برانداختن تبار اهريمنان، عالم کيهان به سعادت اصلي خويش رسيده، و بني آدم بر تخت نيکبختي خواهند نشست.

و در کتاب «جاماسب نامه» آمده است که: «مردي بيرون آيد از زمين تازيان، از فرزندان هاشم، مردي بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و بر دين جد خويش بود، با سپاه بسيار، و روي به «ايران» نهد و آباداني کند و زمين پر داد کند...»

و در جاي ديگري آمده است: «سوشيانس (نجات دهنده بزرگ) دين را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشه کن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.»

2-منابع هندي: در کتاب «شاکموني» که از سردمداران کافران هند است و به عقيده پيروانش، پيامبر و صاحب کتاب آسمانيست، اشاره به وحدت ديانت در زمان آن پرچم دار روحاني جهان نموده گويد: «پادشاهي و دولت نياز به فرزند سيد خلايق دو جهان «کشن» بزرگوار تمام شود، وي کسي باشد که بر کوههاي مشرق و مغرب دنيا حکم براند و فرمان کند، و از سودان که زير خط استوا است تا ارض تسعين که زير قطب شمال است و ماوراء بحار را صاحب شود، و دين خدا يک دين شود، و دين خدا زنده گردد، و نام او ايستاده باشد و خداشناس باشد.» و نيز در کتاب «ديد» که نزد هنديان از کتب آسماني است، مي گويد: «پس از خرابي دنيا پادشاهي در آخر الزمان پيدا شود، که پيشواي خلايق باشد، و نام او «منصور» باشد، و تمام عالم را بگيرد و به دين خود آورد، و همه کس را از مؤمن و کافر بشناسد، و هرچه از خدا خواهد برآيد.»

3-انجيل: «کمرهاي خويش را بسته، چراغهاي خود را افروخته بداريد، و شما مانند کساني باشيد که انتظار آقاي خودشان را مي کشند که چه وقت از عروسي مراجعت مي کند، تا هر وقت که آيد و در را بکوبد، بي درنگ براي او باز کنند، خوشا به حال آن غلامان که آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد... پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتي که گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد.»

4- تورات: «و نهالي از تنه «يسي» بيرون آمده، و شاخه اي از ريشه هايش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت... مسکينان را به عدالت داوري خواهد کرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حکم خواهد کرد... گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله، و گوساله و شير و پرواري با هم. و طفل کوچک آنها را خواهد راند... در تمامي کوه مقدس من، ضرري نخواهند کرد. زيرا که جهان، از معرفت خدا پر خواهد شد.»

5-زبور: شريران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمين خواهند شد. هان بعد از اندک زماني شرير نخواهد بود. و در مکانش تأمل خواهي کرد و نخواهي بود. و اما حليمان وارث زمين خواهند شد... و ميراث آنها خواهد بود تا ابد الآباد.»

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386;ساعت 14:14;  توسط محمد;  | 

بسم رب المهدي

اي زيباترين زيباها

اي بهترين بهترين ها

اي گل خوشبوي فاطمه زهرا

اي خاتم امامان واهل بيت رسول الله

اي گستراننده حق واي منتقم پدرت ، ثارالله

اي مهدي قائم ، صاحب الزمان ، آخرين منجي دوران ما

ما را درياب

اباصالح

يا مهدي

 

يا قائم

 

او مي آيد...

 

كي مي آيي؟؟؟

 

شايد اين جمعه بيايد

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386;ساعت 15:37;  توسط محمد;  | 

اگر کسي مدّعي شود که من ارتباط با حضرت بقيّة اللّه روحي فداه به طور دائم دارم و هر وقت بخواهم مي توانم با آن حضرت حرف بزنم و جواب براي مردم بگيرم، دروغگو است و ادّعاء بابيّت کرده است.

زيرا در توقيع مقدّس حضرت بقيّة اللّه روحي فداه به آخرين نايب خاصّشان جناب علي بن محمّد سمري آمده است که فرموده اند:

کسي که ادّعاء مشاهده يعني (رابطه دائمي مثل نوّاب خاصّه) با حضرت بقيّة اللّه روحي فداه را قبل از خروج سفياني و صيحه آسماني بکند دروغگو و افتراء زننده است و حول و قوه اي نيست مگر از خداي تعالي.

بنابراين هيچکس نمي تواند (چه در غيبت کبري و يا ظهور صغري) ادّعاء اين نحوه رابطه را با آن حضرت بکند و خود را اين گونه با او مرتبط معرّفي نمايد، ولي ممکن است حضرت وليّ عصر (عليه السّلام) به کسي پيغامي بدهند که به ديگري بگويد، باز نه به عنوان مرتّب و دائمي که مردم به او مراجعه کنند و او بگويد بسيار خوب چند روز ديگر مراجعه کنيد و جوابتان را بگيريد.

اين مقدّمه را در اينجا من براي آن نوشتم که جمعي ناخودآگاه اين ادّعاء را مي کنند، حالا معلوم نيست آيا دروغ مي گويند يا (با حمل بر صحّت) در عالم خيال اين ارتباط را برقرار مي کنند و منظورشان ارتباط روحي است به هر حال هر چه باشد اين ادّعاء تا زمان ظهور آن حضرت باطل و بايد تکذيب شود.

و لذا هر کجا که ما مي گوئيم بايد افراد مسلماني با امام زمان (عليه السّلام) ارتباط داشته باشند اوّلا منظور ارتباط روحي است و ثانيا اگر کسي جدّا بمانند اوتاد و ابدال و سيصد و سيزده نفر اصحاب خاص و ديگران ارتباط دائمي با آن حضرت داشته باشد به کسي نمي گويد و خود آن حضرت در اوّلين دفعه برقراري اين ارتباط او را از اعلان اين نحوه ارتباط در بين مردم نهي مي فرمايند.

 

مرحوم آية اللّه آقاي حاج سيّد حسين حائري که در مشهد ساکن بودند و به قول مرحوم آية اللّه حاج شيخ علي اکبر نهاوندي در کتاب عبقري الحسان او افتخار علماء عاملين بوده است نقل مي کرده که:

من در سال 1345 هجري قمري در کرمانشاه (باختران) ساکن بودم و منزلي داشتم که اکثر زوّار سيّدالشّهداء (عليه السّلام) در وقت رفتن و برگشتن به کربلا وارد آن مي شدند و هر چند روز که مي خواستند در آنجا مي ماندند.

منجمله در اوائل محرّمي سيّد غريبي که او را قبلا نمي شناختم در منزل ما وارد شد و چند روزي در آنجا ماند و ما هم طبق معمول پذيرائي مي کرديم.

در اين بين يکي از اهالي شهر نجف که به ايران آمده بود به ديدن من آمد وقتي چشمش به آن سيّد افتاد به من با اشاره گفت:

که اين سيّد را مي شناسي؟ گفتم:

نه چون سابقه اي با ايشان ندارم.

گفت:

او يکي از کساني است که سالها به تزکيه نفس و رياضت مشغول بوده و به ظاهر در کوچه مسجد هندي دکان عطاري داشته و غالبا در دکان نبوده و هر چند وقت يکبار مفقود مي شود و وقتي کسانش از او تجسّس مي کنند مي بينند که او در مسجد کوفه در يکي از اطاقها مشغول رياضت است.

(بعدها معلوم شد که اسم اين شخص سيّد محمّد و اهل رشت است).

من وقتي از حال او اطّلاع پيدا کردم به او بيشتر محبّت نمودم و گفتم:

بعضي شما را از اولياء خدا مي دانند.

اوّل آن را انکار کرد ولي پس از اصرار به من گفت:

بله من دوازده سال در مسجد کوفه و غيره مشغول رياضت بودم و اين طور به من گفته بودند که شرايط تکميل رياضت دوازده سال است و در کمتر از آن کسي به مقام کمالي نمي رسد.

من از او خواستم که چيزي به من بگويد.

گفت:

احضار جنّ مي دانم ولي چون آنها گاهي راست مي گويند و گاهي دروغ مي گويند به آنها اعتمادي نيست.

و نيز احضار ملائکه هم صلاح نيست چون آنها مشغول عبادتند و از عبادتشان باز مي مانند.

ولي براي شما روح علماء بزرگ را احضار مي کنم که از آنها هر چه سؤ ال کنيم جواب مي دهند.

ضمنا من در چند سال اخير که دولت به جوانها و زنها به اصطلاح آزادي داده بود و بي بندوباري و بي ديني، زياد گرديده بود (يعني در دوران رضاشاه) و توهين به مجالس سينه زني و روضه خواني مي گرديد، مقيّد بودم که به خاطر تقويت اساس روضه خواني مجلس مفصّل عزاداري در منزل اقامه نمايم و آن مجلس از اوّل طلوع فجر تا يک ساعت بعد از ظهر ادامه داشت.

در آن مجلس شصت نفر روضه خوان مي آمدند که سي نفر آنها منبر مي رفتند و بقيّه به نوبت روزهاي ديگر منبر مي رفتند و به تمام آنها پول داده مي شد.

پنج نفر مدّاح هم تعزيه مي خواندند و ساعتي هم سينه زني مي شد.

طبيعي است که يک چنين مجلسي بسيار پر زحمت و پر خرج ولي من نمي توانستم که آيا اين مجلس در عين حال مورد قبول حضرت بقيّة اللّه روحي فداه هست يا نه.

لذا از آقاي سيّد محمّد ميهمانمان خواستم که او از ارواح علماء سؤ ال کند که آيا اين مجلس مورد قبول اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السّلام) هست يا نه؟ او گفت:

بسيار خوب، من امشب از چهار نفر از علمائي که از دنيا رفته اند سؤ ال مي کنم تا ببينم که آيا اين مجلس مورد قبول آنها هست يا خير و آن چهار نفر عالم عبارتند از:

مرحوم آية اللّه ميرزا حبيب اللّه رشتي و مرحوم ميرزاي شيرازي و مرحوم سيّد اسماعيل صدر و مرحوم سيّد علي داماد (يعني آقاي حاج شيخ حسن ممقاني).

صبح که نزد او رفتم او گفت:

ديشب روح اين چهار نفر را احضار کردم و از آنها پرسيدم که آيا اين مجلس مورد قبول اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السّلام) هست يا خير؟ آنها به اتّفاق آراء گفتند:

بله اين مجلس مورد توجّه و مقبول اهل بيت عصمت (عليهم السّلام) مي باشد و در روز نهم محرّم (تاسوعا) و يا دهم محرّم (عاشورا) حضرت بقيّة اللّه روحي فداه هم به اين مجلس تشريف مي آورند.

من خيلي خوشحال شدم و به او گفتم:

چرا روزش را تعيين نفرموده اند.

گفت:

مانعي ندارد باز امشب از همانها سؤ ال مي کنم و روز و ساعتش را هم تقاضا مي نمايم تا تعيين کنند.

ضمنا وضع من در آن مجلس خلاف مجالسي که اکثرا علماء تشکيل مي دهند بود، که يک قسمت جائي که خود مي نشستم با علماء باشد و بقيه مردم در قسمتهاي ديگر بنشينند.

بلکه من دم در منزل غالبا ايستاده بودم و براي همه احترام قائل بودم لذا اين مجلس مورد توجّه عموم اهل شهر بود و جمعيّت زيادي در آن مجلس؟ حاضر مي شدند و بلکه راه عبور و مرور بسته مي شد و جمعي در کوچه هاي اطراف منتظر مي شدند تا جمعيّتي که در داخل منزل هستند بيرون بروند و بعد اينها در جاي آنها بنشينند.

بالاخره فرداي آن روز آقا سيّد محمّد گفت:

که ديشب از همان علماء مطلب شما را سؤ ال کردم آنها جواب دادند که حضرت وليّ عصر (عليه السّلام) روز نهم (تاسوعا) در فلان ساعت و فلان دقيقه وقتي که شما کنار چاه که نزديک در منزل است نشسته ايد به مجلس تشريف مي آوردند در آن وقت يک مرتبه حال شما تغيير مي کند و تمام بدنتان تکان مي خورد.

در آن وقت نگاه کنيد در اين نقطه معيّن (اشاره به قسمتي از منزل کرد) مي بينيد که عدّه اي حدود دوازده نفر به هيئت خاص و لباس مخصوص؟ نشسته اند.

يکي از آنها حضرت بقيّة اللّه روحي له الفداء است.

يک ساعت آنجا هستند و بعد با مردم بيرون مي روند و شما با همه توجّهي که خواهيد کرد متوجّه رفتن آنها نمي شويد.

شما مقيّد باشيد که در آن وقت با وضو باشيد و شما مي رويد که خدمتي بکنيد مثل چاي دادن و استکان برداشتن آنها براي شما قيام نمي کنند و مي گويند اينجا خانه خودمان هست شما برويد دم در خانه و از مردم پذيرائي بکنيد.

در مدّت يک ساعتي که حضرت وليّ عصر (عليه السّلام) و همراهانشان در مجلس تشريف دارند دو نفر روضه خوان منبر مي روند و آنها با آنکه مصيبت نمي خوانند مجلس بسيار با حال و پرشور مي شود.

ضجّه مردم به گريه و ناله بلند مي شود که با روزهاي ديگر خيلي فرق دارد.

و آقاي اشرف الواعظين که هر روز منبرش يک ساعت طول مي کشد و مجلس دو بعد از ظهر ختم مي گردد، آن روز در اين ساعت برخلاف عادت مي آيد و منبر مي رود و از حضرت بقيّة اللّه روحي فداه حرف مي زند.

به هر حال آقاي سيّد محمّد اين مطالب را روز پنجم محرّم بود که براي من گفت و من تا روز تاسوعا ساعت شماري مي کردم.

روز تاسوعا اتّفاقا جمعيّت عجيبي به مجلس آمده بود من در اثر کثرت جمعيّت در آن ساعت معيّن کنار چاه نشسته بودم که ناگاه بدنم به لرزه افتاد تکان عجيبي خوردم فورا به همان نقطه معيّن نگاه کردم ديد دوازده نفر حلقه وار دور يکديگر نشسته اند.

لباسشان متعارف بود همه کلاه نمدي کرمانشاهي بسر داشتند، همه آنها سبزه و قوي هيکل بودند، همه آنها در حدود سنّ چهل سالگي بودند، موهاي ابرو و ريش و موي سرشان سياه بود، من فورا جمعيّت را شکافتم و به خدمتشان رسيدم و با فرياد صدا زدم براي آقايان چائي بياوريد.

آنها به روي من تبسّم کردند ولي احترامي که در آن مجلس حتّي حکومت و امراء و همه مردم از من مي کردند آنها نسبت به من ننمودند و به من گفتند:

اينجا خانه خودمان است براي ما همه چيز آورده اند شما برويد دم در خانه و از مردم پذيرائي کنيد.

من بدون اختيار برگشتم دم در خانه و نمي دانستم که آنها از کجا وارد شده اند ولي احتمال دادم که از در اطاق بين بيروني و اندروني آمده باشند.

به هر حال در آن ساعت دو نفر از وعّاظ به منبر رفتند و با آنکه رسم است روز تاسوعا بايد از حالات حضرت ابوالفضل (عليه السّلام) بخوانند، ناخودآگاه آنها خطاب به حضرت وليّ عصر ارواحنا فداه مطالبي مي گفتند که مردم در فراق آن حضرت گريه مي کردند.

آنها به آن حضرت تسليت مي گفتند و از آن حضرت در فشارهاي دنيا استمداد مي کردند.

مجلس هم شور عجيبي داشت از نظر گريه و زاري هنگامه اي بود.

آقاي اشرف الواعظين که بايد بعد از ظهر بيايد و مجلس را ختم کند، طبق گفته آقاي سيّد محمّد در همان اوّل صبح آمد و برخلاف عادت که بايد به اطاق روضه خوانها برود، کنار من دم در خانه نشست و گفت:

من امروز تعطيل کرده ام که رفع خستگي کنم. زيرا فردا که عاشورا است مجالس؟ زيادي دارم و بايد خود را براي فردا مهيّا کنم.

ولي اين مجلس را نتوانستم تعطيل کنم و بعد در همان ساعت منبر رفت و وقتي روي منبر نشست سکوت ممتدّي کرد مثل کسي که نمي داند چه بايد بگويد.

سپس با صداي بلند بدون مقدّمه معمولي که اهل منبر به آن مقيّدند گفت:

اي گمشده بيابانها روي سخن ما با تو است.

مردم به قدري از اين کلمه بي تابانه به سر و صورت مي زدند و اشک مي ريختند که اکثر آنها بي حال شدند من مرتّب چشمم به آن دوازده نفر بود ولي ناگهان ديدم آنها نيستند و از مجلس خارج شده اند.

در اينجا آية اللّه آقاي حاج سيّد حسين حائري کراماتي از آقاي سيّد محمّد رشتي نقل کرده اند که:

ما به خاطر اختصار و اينکه آنها از موضوع بحث کتاب ما خارج است از نقلش خودداري مي کنيم.

ضمنا از اين قضيّه استفاده مي شود که در مجالسي که منبري و يا اهل مجلس بي اختيار متوجّه حضرت بقيّة اللّه روحي فداه مي شوند احتمال قوي دارد که آن حضرت در آن مجلس تشريف داشته باشند.

اي مهدي

 بازگشت به صفحه اصلی

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386;ساعت 15:36;  توسط محمد;  | 

 

يکي از صفات حميده انساني عشق و علاقه به اولياء خدا بخصوص به مرکز دائره امکان حضرت بقيّة اللّه ارواحنا فداه است، لذا هر مقدار محبّت انسان به مقام مقدّس؟ حضرت ولي عصّر (عليه السّلام) بيشتر باشد، انسانيّت انسان کامل تر است.

 

زيرا محبّت به آن حضرت همان محبّت به خدا است، که در زيارت جامعه مي فرمايد:

 

من احبّکم فقد احبّ اللّه. کسي که شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته است و در آيه 165 سوره بقره مي فرمايد:

 

وَ الَّذينَ آمَنُوا اَشَدُّ حُبّا لِلّه.

 

کساني که ايمان به خدا دارند حبّشان به خدا شديدتر است، شاعر مي گويد:

اين محبّت، از محبّتها جداست -----حبّ محبوب خدا، حبّ خداست

 

پيرمردهاي شهر ري مرد کفّاشي را مي شناسند، که در سال 1365 هجري قمري از دنيا رفته و داراي کرامات زيادي بوده و اولياء خدا به مغازه او مي رفتند، تا از محضرش استفاده معنوي کنند.

 

نام اين مرد خدا، مشهدي امامغلي قفقازي بود. به فرموده آية اللّه آقاي حاج شيخ محمّد شريف رازي که خودشان با اين مرد بزرگ آشنا بودند و کراماتي از او نقل مي کردند، آن قدر او به حضرت بقيّة اللّه روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء عشق و علاقه داشت که با يک ساعت معاشرت با او انسان عوض مي شد و از او درس عشق و محبّت که در هيچ مدرسه اي تدريس نمي شود، تعليم مي گرفت، از امتيازات او اين بود که داراي ملکات نفساني و صفات حسنه و روحي و انساني خوبي بود، خود را تزکيه کرده بود و صفات حيواني را از خود دور نموده بود.

 

در مغازه کفّاشيش روي پوست تختي مي نشست و هر چه به او پول مي دادند، زير آن پوست تخت مي گذاشت و هر کسي هر وقت از او پول مي خواست از زير همان پوست تخت برمي داشت و به او مي داد، دوستان روزها مکرّر مواظب بودند که ببينند چقدر پول زير پوست تخت مي گذارد و چقدر بر مي دارد؟ و با کمال تعجّب دهها بار ديده بودند، که نسبت پولي که از زير پوست تخت بر مي دارد! با پولي که مي گذارد، دهها برابر فاصله دارد، يعني اگر در روز صد تومان مي گذاشت، هزار تومان بر مي داشت.

 

معظّم له مي گفت:

 

يک روز که او براي کاري از مغازه بيرون رفته بود من زير پوست تخت را نگاه کردم حتّي يک ريال هم در آنجا نبود.

 

او مکرّر خدمت حضرت بقيّة اللّه (عليه السّلام) مي رسيد و مردم حکايات مفصّلي از ملاقاتهايش نقل مي کنند، که چون آنها مضبوط نبود من نتوانستم قضاياي او را تفصيلاً بنويسم ولي آن مقدار مسلّم است که او از کساني است که زياد خدمت آن حضرت رسيده و بهره هاي فراواني از آن وجود مقدّس برده است.

 

يک روز مرحوم استادمان حاج ملاّ آقاجان زنجاني (رحمة اللّه عليه) براي زيارت حضرت عبدالعظيم (عليه السّلام) به شهر ري رفته بود، در راه عبورش؟ از جلوي مغازه او مي افتد و مي بيند، که مردي از مغازه بيرون پريد و معظّم له را در بغل گرفت و او را مي بوسد.

 

گفتند:

 

تو که هستي؟ گفت:

 

ديوانه مولا حضرت بقيّة اللّه ارواحنا فداه و بوي عطر محبوبم را از تو استشمام مي کنم.

 

مرحوم حاج ملاّ آقاجان فرمودند:

 

درست است، ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد.

 

آنها از آنجا با يکديگر اُنس گرفتند و ساعتها و روزها بعد از آن در خلوت در محبّت و معرفت و عشق و علاقه به حضرت وليّ عصر ارواحنا فداه نشستند و حرف زدند و به جمله:

 

بيا سوته دلان گرد هم آئيم عمل کردند، خدا هر دوي آنها را رحمت کند.

 

مرحوم مشهدي امامعلي در يکي از تشرّفاتش عرضه مي دارد، که اگر ظهور نزديک نشده مرا از دنيا ببريد زيرا طاقت فراق را بيش از اين ندارم و لذا به او وعده داده مي شود که ماه رمضان آينده از دنيا مي روي، او با شنيدن اين بشارت در مدّت چند ماهي که تا ماه مبارک رمضان باقي بوده است، به دوستانش خبر فوتش را مي دهد و لذا در نيمه ماه مبارک رمضان 1365 هجري قمري روح پاکش به عالم بالا پرواز مي کند و در قبرستان سه دختران شهر ري مدفون مي گردد، خدا او را رحمت کند.

يوسف كنعان

 بازگشت به صفحه اصلی

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386;ساعت 13:17;  توسط محمد;  | 

بهترين فائده تشرّف به محضر حضرت بقيّة اللّه ارواحنا فداه اين است، که انسان معارف و حقايق و معنويّت را از سرچشمه زلال حقيقت مي تواند استفاده کند، بنابراين دوستان امام زمان (عليه السّلام) بايد بکوشند که اگر توفيق ملاقات با آن حضرت را پيدا کردند، از آن سرچشمه معنويّت، کمال استفاده را بکنند و بکوشند که خود را از جميع آلودگيها پاک نمايند، زيرا با يک اشاره آن حضرت در آن وقت ممکن است انسان به کمالات معنوي و معارف حقّه برسد و سپس خطاب به آن حضرت کند و بگويد:

عارفان وصف تو از دفتر و اسناد شنيدند

ما زياقوت گهربار لبان تو شنيديم

 

يکي از مراجع تقليد( آيت الله مرعشي نجفي ) مي فرمودند:

 

سيّدي از اهل علم (که با دلائلي و به عقيده من خودشان صاحب قصّه هستند) مي گفتند:

 

براي زيارت حضرت سيّد محمّد پسر امام هادي (عليه السّلام) که در هشت فرسخي سامرّا قبّه و بارگاهي دارد پياده مي رفتم، کم کم راه را گم کردم، گرما و تشنگي به من فشار آورد، تا آنکه روي زمين بيهوش؟ افتادم و چيزي نفهميدم، ناگاه چشمم را باز کردم، سر خود را روي زانوي شخصي ديدم، که به حلقم آب مي ريزد، من از آن آب خوردم ولي تا آن روز آبي به شيريني و خوشگواري آن نخورده بودم.

 

سپس سفره نانش را باز کرد و چند قرص نان به من داد و بعد گفت:

 

اي سيّد در اين نهر آب بدن خود را شستشو بده تا خنک شوي.

 

گفتم:

 

در اينجا چون آبي نبود من از تشنگي بيهوش شده بودم و روي زمين افتاده بودم، اينجا آبي نيست.

 

گفت:

 

فعلا ملاحظه کن اين نهر آب خوشگواري است که در کنار تو جاري است.

 

من به آن طرف که او اشاره مي کرد نگاه کردم ديدم همان نزديک من به فاصله دو سه متري نهر با صفائي جاري است که من فوق العاده از ديدنش؟ تعجّب کردم، با خودم مي گفتم نهري به اين خوبي در کنار من بوده و من نزديک بود از تشنگي بميرم. آن آقا به من فرمود:

 

اي سيّد قصد کجا را داري.

 

گفتم:

 

مي خواهم به زيارت حضرت سيّد محمّد (عليه السّلام) بروم.

 

فرمود:

 

اين حرم حضرت سيّد محمّد است. من به طرفي که آن آقا اشاره مي کرد نگاه کردم، ديدم گنبد حضرت سيّد محمّد معلوم مي شود و حال آنکه مي بايست من چندين فرسخ از حرم مطهّر دور باشم.

 

به هر حال با هم قدم زنان به طرف حرم حضرت سيّد محمّد (عليه السّلام) به راه افتاديم، در بين راه من متوجّه شدم که آن آقا حضرت بقيّة اللّه روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء است و لذا مطالبي را آن حضرت به من تعليم دادند که من به خاطر سپردم و آن مطالب اينها است:

 

اوّل - تاءکيد زيادي به من مي فرمودند که:

 

اي سيّد تا مي تواني قرآن بخوان و خدا لعنت کند کساني را که قائل به تحريف قرآن و احاديث تحريف را جعل کرده اند.

 

دوّم - مي فرمودند که:

 

زير زبان ميّت عقيقي که نامهاي مقدّسه ائمّه اطهار (عليهم السّلام) نوشته شده باشد بگذاريد.

 

سوّم - مي فرمودند:

 

به پدر و مادر نيکي کن و اگر از دنيا رفته باشند، با خيرات و مبرّات به آنها اظهار محبّت بنما.

 

چهارم - مي فرمودند:

 

تا مي تواني به زيارت اعتاب مقدّسه ائمّه اطهار (عليهم السّلام) برو و همچنين قبور امامزاده ها و صلحاء را زيارت کن.

 

پنجم - مي فرمودند:

 

تا مي تواني به سادات و ذريّه علويّه احترام کن و تو خودت هم قدر سيادت و انتسابت را به خاندان رسالت بدان و براي اين نعمتي که خدا به تو داده است بسيار سپاسگذار باش، زيرا اين انتساب موجب سعادت و سربلندي تو در دنيا و آخرت خواهد بود.

 

ششم - فرمودند:

 

نماز شب را ترک نکن و به آن بسيار اهميّت بده و اظهار فرمودند حيف است که اهل علم، آنهائي که خود را وابسته به ما مي دانند مداومت به نماز شب نداشته باشند.

 

هفتم - مي فرمودند:

 

تسبيح حضرت زهراء (سلام اللّه عليها) و زيارت سيّدالشّهداء (عليه السّلام) را از دور و نزديک ترک نکن.

 

هشتم - مي فرمودند:

 

خطبه حضرت صدّيقه طاهره فاطمه زهراء (سلام اللّه عليها) در مسجد پيامبر اکرم (صلي اللّه عليه و آله) و خطبه شقشقيّه حضرت اميرالمؤ منين علي (عليه السّلام) و خطبه حضرت زينب (عليها السّلام) در مجلس يزيد را ترک نکن.

 

در اين موقع ما به نزديک درِ حرم رسيديم که ناگهان آن حضرت از نظرم غائب شدند و خود را تنها مشاهده کردم.

 

من اين قضيّه را از معظّم له در سنين جواني شنيده بودم و چون بعضي از هشت مطلب فوق را به اعتقاد آنکه از دو لب حضرت بقيّة اللّه روحي لتراب مقدمه الفداء بيرون آمده مقيّد بودم که عمل کنم فوائد زيادي بردم، بخصوص از بعضي آنها که بين مردم معروف نبوده و يا به آن اهميّت نمي دادند، مثل زيارت امامزاده ها و احترام به سادات.

 

خدا خدا خدا و...امام زمان

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386;ساعت 13:16;  توسط محمد;  | 

ادركني

نام: محمّد.

پدر: امام حسن عسكرى(ع).

مادر: نرجس

القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظَر، و از همه مشهورتر مهدى.

شكل: چون ستاره درخشان نورانى، و داراى خالى سياه بر گونه راست.

زاد روز: شب نيمه شعبان 255، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّتهاى شيعه به نامهاى:

1 ــ ابو عمرو، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.

2 ــ فرزند او، ابو جعفر، محمد بن عثمان بن سعيد، در گذشته304.

3 ــ أبوالقاسم، حسين بن روح بن ابىبحر نوبختى، در گذشته326.

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى، در گذشته329.

محل اقامت نامبردگان بغداد، و كليّه امور شيعيان و خواستهها و نامههاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مىشد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار، مخالف هواى نفس، و فرمانبر امر خداوند باشد، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّتاند، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد

هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت (تعهّد مردم در پيروى از امام): مسجدالحرام، ميان ركن و مقام.

نشانى: فرشتهاى از بالاى سر او فرياد مىزند: اين مهدى است، او را پيروى كنيد.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او، عصاى موسى در دستش، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر (به عدد اصحاب بدر)، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع)، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.

مركز حكومت: مسجد كوفه، مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع).

چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدنديا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهههاى جنگ ياريش كند، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و ديگر جبهههاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت

مدت زمامدارى: روايات كه اكثراً مربوط به اهل تسنّن استـ در اين باره باختلاف سخن گفته، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بىنيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386;ساعت 12:54;  توسط محمد;  | 

بوش

جورج دبليو بوش، رييس جمهور آمريكا، چندي پيش دستور تشكيل تيمي مطالعاتي را داد.

به گزارش سرويس بين الملل جرج دبليو بوش، سه هفته پيش جلسه اي با عده اي از روحانيون و نخبگان مسلمان آمريكا داشته است كه در آن جلسه با فلسفه امام زمان (عج) آشنا شده است.

بنا بر اين گزارش، وي تيمي مطالعاتي تحت نظارت خود متشكل از كارشناسان مسائل خاورميانه و اسلام در وزارت امور خارجه، چند نفر از اطلاعات آمريكا (CIA) و نخبگان مسلمان مقيم آمريكا را بوجود آورده است كه به وي اطلاعاتي در مورد امام زمان (عج) و اعتقادات مسلمانان به آن حضرت بدهند.

شايان ذكر است، بوش در آن جلسه ذكر كرده بود كه : «اين امام بايد چيز خاصي داشته باشد كه مسلمانان براي او خود را مي كشند

گفتني است، ديك چني از مخالفان سر سخت اين تيم مطالعاتي است.

بازگشت به صفحه اصلی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386;ساعت 13:43;  توسط محمد;  | 

ارتباط مستقیم با مدیر وبلاگ ، همچنین می توانید مطالب خود را درج نموده تا ما با نام خودتان در وبلاگ به ثبت برسانیم
* نام شما :
* ایمیل شما :
وب سایت شما :
* متن پیام :
Powered By :JustPersian